السيد علي الحسيني الميلاني

55

نقش شورا در امامت (فارسى)

آن گاه عمر سخن خود را چنين ادامه داد : به خدا سوگند ! در آن موقعيتى كه ما قرار داشتيم هيچ كارى بهتر از بيعت با ابوبكر نبود ؛ زيرا بيم آن داشتيم كه اگر بدون بيعت با كسى از آن‌ها جدا شويم ، آنها بعد از رفتن ما با فرد ديگرى از خودشان بيعت خواهند كرد و ما مجبور خواهيم شد با كسى كه نمىپسنديم بيعت كنيم و يا با آن‌ها مخالفت كنيم و فسادى به پا خواهد شد . بنا بر اين هر كس بدون مشورت با ديگر مسلمانان با شخصى بيعت كند ، نه بيعت او پذيرفته مىشود و نه كسى مىتواند با او بيعت كند و هر دو كشته مىشوند . « 1 » آن چه آورديم سخنان عمر بن خطّاب بود كه مىخواست اين سخنرانى را در منا براى مردم ايراد كند ؛ اما عبدالرحمان بن عوف مانع او شد و او نيز پس از رسيدن به مدينه در نخستين جمعه خطبه خواند و سخن خود را اين گونه اعلام كرد . امّا اين كه چرا عمر در آغاز سخنانش مسألهء رجم را مطرح كرد ، براى ما دليلش روشن نيست ؛ ولى آن چه درباره اين بحث مطرح است اين كه تهديد به كشتن بيعت كننده و كسى كه با او بيعت شده دو بار تكرار شده كه هم در ابتداى خطبه و هم در پايان آن با صراحت و آشكار

--> ( 1 ) . صحيح بخارى : 8 / 25 ، 152 .